سفارش تبلیغ
ساعت مچی smart
ミ★ミسکوت غمミ★ミ

ミ★ミسکوت غمミ★ミ


امروز من زمستون من


دارم مثل شمع میسوزم...


حس آپ کردن ندارم اما اومدم بنویسم دلم خیلی گرفته


تو این چند روز اتفاق تازه ایی واسم نیفتاده همش فکر فکر فکر 


تو خونه تو خیابون یا هرجایی مدام فکر توام عق حالم داره از خودم بهم میخوره


چرا؟آخه چرا؟تو که تو فکر من نیستی یاد من نیستی پس چرا من همش به فکرتم؟


هوم یعنی عاشقم؟عاشق کی؟عاشق تو م؟تویی که اصلا برات مهم نیستم


تویی که روزاتو شباتو با یکی دیگه داری قسمت میکنی شاد شادی ولی قبول نمیکنی


ولی من همش به فکر توام با همه بدیهایی که بهم میکنی هنوز فکر توام


آشفته ام سرگردان و روحم لحظه به لحظه داره آزار میبینه


ای خدا دلم گرفته....


دلم میخواد خدا جواب حرفامو بده خسته ام اما باز صداش میکنم


همه میگن آروم شدم آره خودمم پی بردم به سکوت


میخوام از خودم از همه فرار کنم میخوام اونقد تنها بشم که فقط خودم باشم خدا 


یه یغض گلومو گرفته نمیدونم کی میشکنه احساس میکنم نزدیکه


تا مرز سرخ شدن چشام میاد اما من باز با یه آه فرو میخورمش


یه بغض چند سال  ته گلوم گیر کرده چند سال  پشت خنده هام قایم شد


چند سال خندیدم  هیچکی نفهمید ..... تموم شده


چه سخته....


همه دوستام گفتن از کجا آوردی اینقد صبر


شاید واسه اینه که درس ایوب خوب یاد گرفتم 


دلم خیلی گرفته خیلی...ا


زمستون دوس دارم چون دل منم سه ماه زمستونیه


این تیکه شعرو هر روز با خودم زمزمه میکنم


زمستون زیر ابراست همین ابرای تیره 


همین روزاست اونم با من گریش بگیره


ابر سیاه...


نوشته شده در چهارشنبه 3/12/90ساعت 4:41 عصر توسط ♥ســامیــه♥ غمخوار ( ) |


باران



ابر هست !


 باران هست !


من هستم !


تو نیستی !


 این شب ها


 بدون تو


 شبیه آدم برفی شده ام !


 با شال گردن ِ خاطراتت !


 آنقدر در نبودت یخ زده ام که


 با آفتاب مرداد نیز


 آب نخواهم شد !


 می دانم


 می دانم بُهت زده خواهی شد


 وقتی مرا ببینی !


 با این همه


دلتنگی


 دلم تنگ است


 برای روزهایی که ندیدم !


 برای حرف هایی که نزدم !


برای...


 دلم روزهای خوب می خواهد !


 روزهایی که آرزو شدند...


نوشته شده در شنبه 29/11/90ساعت 2:33 عصر توسط ♥ســامیــه♥ غمخوار ( ) |


بـه فکر نــوازش دست های منی!
بی آنکــه بدانی این روزها ؛ دلـــم است کــه تنهــا مانــده ..
دست هایــم ، دو تاینــد



...



خدایــــــــا دردها از آن بالا کوچک دیده می شوند .....!



بیا مسائل را رو در رو حل کنیم....


...


نوشته شده در یکشنبه 23/11/90ساعت 1:17 عصر توسط ♥ســامیــه♥ غمخوار ( ) |

اشکهایم که سرازیر میشوند...


دیری نمی پایدکه قندیل می بندد...


عجیب سرد است هوای نبودنت...


وقتی که نیستی....


نوشته شده در چهارشنبه 19/11/90ساعت 4:4 عصر توسط ♥ســامیــه♥ غمخوار ( ) |

خدایا کفر نمیگویم،


 پریشانم،


چه میخواهی تو از جانم


 مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی،


خداوندا تو مسؤلی،


خداوندا تو تنهایی و من تنها،


تو یکتایی و بی همتا


ولیکن من نه یکتایم نه بی همتا


فقط تنهای تنهایم...


تنهای تنهایم...


نوشته شده در شنبه 15/11/90ساعت 8:51 عصر توسط ♥ســامیــه♥ غمخوار ( ) |


Design By : Pichak