فرستنده :
محب
يكشنبه 31/2/91
دوماهی
روی شنای لب ساحل
افتاده بودن دوتا ماهی
بالا و پایین می پریدن
مثل دوتا کفتر چاهی
پولکاشون پرپر و خونی
عین دوتا غنچه ی صدبرگ
یک دو نفس زندگی تلخ
یک دو قدم فاصله تا مرگ
یک باره یه موج پریشون
مشتی صدف ریخت روی شن ها
زندگی پاشید روی ساحل
ماهیا رو برد توی دریا
ماهیای مرده تو دریا
زنده شدن عین دو کفتر
اون یکیشون رفت از اون سو
این یکیشون اومد از این ور
اون دوتا ماهی یکیشون تو
اون دوتا ماهی یکیشون من
زندگی مون عین جدایی
مردنمون عین رسیدن ....
سعید بیابانکی
فرستنده :
مهران گلي
يكشنبه 31/2/91
وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملکرد خود فکر می کنند، نه رفتار و عملکرد شما
فرستنده :
رعنــــــــا
شنبه 30/2/91
دوستان من مثل گندمند يعني:يك دنيا بركت و نعمت،نبودشان قحطي و گرسنگي ست و من چه خوشبختم كه زرناي خوشه هاي گندم در اطرافم موج ميزند...مهرباني ات را قدرميدانم و آنرا در سيلوي جان نگهداري خواهم كرد...................