خدایا
بعد از مادرم تاب و توان ایستادن ندارم
دستم به آسمانت نمیرسد
تو که دستت به زمین می رسد
بلندم کن ...

پنجره ی باران خورده ات را باز کن...
چند سطر پس از باران...
چشمهایم را ببین که هوایت دیوانه شان کرده...
دلم برایت تنگ است...
کجایی مادرم در این شب بارانی؟؟؟
نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه میلغزد...
ولی باران نمیدانند که من دریایی از دردم...
به ظاهر گرچه میخندم ولی اندر سکوتی تلخ میگریم . ..
میدونم از خودم بهتر حرفامو میدونی
هنوزم دلم واسه تموم روزهای باتو بودن تنگ میشه
واسه خندیدن هات که میدونم هیچ وقت تکرار نمیشه
بعد از تو مجبورم این روز های تکراری رو که میگن اسمش زندگیه پشت سر بزارم
ولی تو باور نکن اسمش زندگیه
بعد از تو دنبال آرامش هر جایی گشتم نبود
دنبال دوست داشتن صادقانه گشتم نبود
تموم جاهای باهم بودن رو هزار بار رفتم ولی پیدات نکردم
وقتی تو رفتی یاد گرفتم هیچی توی این دنیا مال من نیست
یاد گرفتم اگه کسی دلم رو شکست اشک نریزم چون اگه واسش مهم بود نمیشکست
تموم تلاشم رو میکنم تا به قول هایی که بهت دادم عمل کنم
تو که دوستم داشتی رفتی و تنهام گذاشتی
امیدوارم بتونم کسی بشم که روزی آرزو داشتی.
دوستت دارم همیشه بیشتر از خودم و تا ابد در قلب منی مادر

مامان دلم گرفته نمیدونم با کی درد دل کنم...
نمیدونم چیکار کنم دوری تو منو بیچاره کرده.
ای کاش میشد راحت بشم بیام پیشت ولی...
غم دوری تو منو ذره ذره داره میکشه .
زندگی بی توفایده نداره نفس کشیدن بی تو ارزش نداره.
مامانی دلم پره از همه آدمایی که فقط ظاهرا با آدم خوبن خودت میدونی کیارو میگم
مادر تو دعا کن بیام پیشت دیگه خسته شدم.
حداقل یه شب به خوابم بیا .
تنها جایی آروم میشم بهشت زهراست.سر مزارت اونجا آرامگاه دل و فکرمه.
کاشکی میشد بیام پیشت کاشکی...

کمی آنطرفتر
میان بغض منو شاپرکها
مادر نفس داشت...
اینجا
بهار بی تو زمستان است
سرد است
مثل خزان است
هرچند سنگ صبوری جز قاب عکس کنار طاقچه دلتنگی ندارم
اما...
سالهاست
از هرچه بی تو بر من روا داشت روزگار ،بیزارم
تقدیر به خودخواهی خود
تو را از من گرفت
هنوز نفس میکشد زمین
هنوز خاک سرد نیست
هنوز یاد لحظه های بودنت
ارامم میکند
وگرنه به کدامین صبر میشود
بی تو زیست مادر

| Design By : Pichak |
