
ابر هست !
باران هست !
من هستم !
تو نیستی !
این شب ها
بدون تو
شبیه آدم برفی شده ام !
با شال گردن ِ خاطراتت !
آنقدر در نبودت یخ زده ام که
با آفتاب مرداد نیز
آب نخواهم شد !
می دانم
می دانم بُهت زده خواهی شد
وقتی مرا ببینی !
با این همه

دلم تنگ است
برای روزهایی که ندیدم !
برای حرف هایی که نزدم !
برای...
دلم روزهای خوب می خواهد !
روزهایی که آرزو شدند...
بـه فکر نــوازش دست های منی!
بی آنکــه بدانی این روزها ؛ دلـــم است کــه تنهــا مانــده ..
دست هایــم ، دو تاینــد

خدایــــــــا دردها از آن بالا کوچک دیده می شوند .....!
بیا مسائل را رو در رو حل کنیم....

اشکهایم که سرازیر میشوند...
دیری نمی پایدکه قندیل می بندد...
عجیب سرد است هوای نبودنت...

خدایا کفر نمیگویم،
پریشانم،
چه میخواهی تو از جانم
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی،
خداوندا تو مسؤلی،
خداوندا تو تنهایی و من تنها،
تو یکتایی و بی همتا
ولیکن من نه یکتایم نه بی همتا
فقط تنهای تنهایم...

ازچرخش این روزگار سیر شده ام
از روز و شبم خسته دلگیر شده ام
چرا مرگ مرا نمیگیرد در آغوش
به خیالش جوانم به خدا پیر شده ام......

| Design By : Pichak |
